على محمدى خراسانى

221

شرح كفاية الأصول (ويرايش جديد) (فارسى)

كلمهء حال ، اصطلاحات و موارد استعمال مختلفى دارد . در عرف عام ، به معناى وضع مزاجى آمده است . مثلًا مىپرسيم حالت چطور است ؟ يعنى وضع مزاجىات چگونه است ؟ در اصطلاح اطباء نيز بدين معنا آمده است . در اصطلاح صرفيّين ، حال يعنى زمان حاضر ، در مقابل زمان گذشته و آينده . اما در اصطلاح نحوى به معناى ديگرى آمده است ؛ حال كلمه‌اى است كه بر هيئت فاعل يا مفعول به يا هر دو دلالت كند . جاء زيدٌ راكباً ، ضربتُ زيداً مشدوداً ، لقيتُ زيداً راكبين . در اصطلاح علم كلام به اين معنا است - كه بيشتر معتزله مىگويند - : ذات خداوند در اصل ذات با ساير ذوات تفاوتى ندارد ؛ فقط فرق در اين است كه خداوند ، اختصاص به « حالتى » به نام الوهيّت دارد كه موجب چهار « حالت » ديگر شده است و آن حال ، خود ، نه موجود است و نه معدوم ، بلكه واسطه ميان وجود و عدم است . در اصطلاح اصولييّن در مبحث مشتق سه حال ، مفروض و متصوّر است : 1 . حال تلبّس و اتّصاف : حالى كه در واقع و نفس الامر ذات ، متلبّس و متّصف به فلان صفت مىباشد ، چه ما بدانيم ، چه ندانيم ، يا از آن اخبار و حكايت بنماييم يا ننماييم . حال اتّصاف ، ممكن است به لحاظ گذشته باشد يا زمان حال و يا آينده . يعنى زيد ديروز متّصف به مسافرت بوده است يا اين‌كه هم‌اكنون در حال سفراست و يا در آينده به مسافرت خواهد رفت . 2 . حال اسناد ، نسبت ، جرى ، حمل ، اطلاق ، حكايت و اخبار : حالى است كه ما مشتقّ را بر ذات حمل مىكنيم و با قضيّه درست كردن از آن اتّصاف و تلبّس ، خبر مىدهيم . اين حال نيز در هر يك از ازمنه مىتواند باشد . زمان ماضى مثل : كان زيدٌ ضارباً . زمان حال مثل : زيد ضاربٌ الآن . زمان آينده مثل : سيكون زيد ضارباً . 3 . حال نطق و تكلّم : حالى كه به اين قضيّه تكلّم مىشود و ما آن را به زبان مىآوريم . اين حال فقط به لحاظ حال حاضر است ، نه حال ماضى يا مستقبل ؛ زيرا نطق و تكلّم در حال حاضر تدريجاً موجود و معدوم مىشود . سؤال : مراد از حالى كه در عنوان بحث مطرح شده چه حالى است ؟ حال تلبّس ؟ حال اسناد ؟ يا حال نطق ؟ قد يقال كه مراد ، حال نطق است . دو دليل هم بر آن اقامه شده است ، ولى در آخر اين مقدّمه آنها را طرح و طرد مىكنيم . فعلًا در قبال قول يا احتمالِ مذكور ، رأى مشهور و اكثر است و آن اين‌كه مقصود از حال ، حال نطق نيست . منتها برخى مثل آخوند در متن كفايه به حال تلبّس تعبير كرده‌اند و برخى مثل نسخه بدل خود كفايه به حال نسبت و اسناد تعبير كرده‌اند . مرحوم مشكينى در حاشيه فرموده است : « تعبير به حال تلبّس سهو القلم از سوى مصنّف و يا ناسخ است و بايد حال نسبت